یادگیری فعال

یادگیری فعال در برابر آموزش منفعل (ویژه دانش‌آموزان، مشاوران و دبیران)

مقاله ای از محمدرضا حیدری

در بسیاری از نظام‌های آموزشی، کیفیت آموزش معمولاً با میزان تدریس سنجیده می‌شود. هرچه معلم زمان بیشتری به توضیح مطالب اختصاص دهد، یا هرچه حجم بیشتری از محتوا در کلاس ارائه شود، معمولاً این تصور شکل می‌گیرد که یادگیری نیز افزایش یافته است. این نگاه، اگرچه در عمل بسیار رایج است، اما یافته‌های چند دهه اخیر در علوم شناختی، روان‌شناسی یادگیری و علوم اعصاب شناختی نشان می‌دهد که یادگیری صرفا به آموزش وابسته نیست.

در حالی که یادگیری به معنای صرفا دریافت این اطلاعات نیست بلکه به معنای درگیر شدن به صورت فعال با این اطلاعات است. در این مقاله تفاوت یادگیری فعال و منفعل روشن می‌شود و تکنیک یادگیری فعال در مطالعه آموزش داده می‌شود.

ثبت‌نام تابستانه قلم‌چی با تخفیف استثنائی موقت

یک یادگیری فعال، عمیق و ماندگار چگونه است؟

پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که یادگیری زمانی عمیق‌تر، ماندگارتر و قابل انتقال‌تر است که فراگیر(دانش آموز) پیش از دریافت پاسخ خود، برای فهم مسئله تلاش کند؛ حتی اگر این تلاش در ابتدا با خطا یا شکست همراه باشد. همه این ها به این معنا است که پیش خوانی فعال قبل از یادگیری بسیار مهم است و خودخوانی فعال دانش آموز بسیار تاثیرگذار تر از آموزش با کیفیت معلم بدون توجه دانش آموز است

البته این بدان معنا نیست که آموزش مستقیم یا تدریس سنتی همواره ناکارآمد است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند اثربخشی هر روش آموزشی به عواملی مانند سطح دانش پیشین دانش آموز، پیچیدگی موضوع، کیفیت بازخورد و زمان‌بندی آموزش بستگی دارد.

بنابراین، پرسش اصلی این مقاله آن نیست که آیا تدریس باید حذف شود یا خیر؟ بلکه این است که یادگیر فعال چیست؟ و در چه شرایطی بهتر است دانش آموز پیش از دریافت پاسخ، خود برای حل مسئله تلاش کند و چرا این تلاش می‌تواند کیفیت یادگیری را بسیار افزایش دهد؟

چرا مغز فقط با شنیدن ، یادگیری عمیق ایجاد نمی‌کند؟

یکی از رایج‌ترین باورهای رایج این است که اگر اطلاعات به شکلی روشن، منظم و کامل ارائه شوند، یادگیری نیز به همان نسبت افزایش خواهد یافت. این فرض، اگرچه در نگاه نخست منطقی به نظر می‌رسد، اما با آنچه علوم شناختی درباره نحوه شکل‌گیری حافظه و یادگیری نشان داده است، همخوانی کامل ندارد. دریافت اطلاعات شرط لازم برای یادگیری است، اما شرط کافی نیست. آنچه تعیین می‌کند یک تجربه آموزشی به یادگیری پایدار منجر شده یا خیر، صرفاً کیفیت ارائه اطلاعات نیست؛ بلکه نوع پردازشی است که دانش آموز بر روی آن اطلاعات انجام می‌دهد.

چرا با وجود امتحانات مدرسه در آزمون‌های قلم‌چی ثبت‌نام کنیم؟

معرفی کامل و جامع آزمون‌های قلم‌چی

چرا شنیدن به‌تنهایی کافی نیست؟

مطالعات مربوط به «سطوح پردازش» نشان می‌دهد که حافظه انسان بیش از آنکه به مدت زمان مواجهه با اطلاعات وابسته باشد، به کیفیت پردازش آن اطلاعات وابسته است هنگامی که دانش‌آموز صرفاً به توضیحات معلم گوش می‌دهد، ممکن است اطلاعات را در سطحی سطحی پردازش کند؛ برای مثال، واژه‌ها را تشخیص دهد یا ترتیب مطالب را دنبال کند. اما این نوع پردازش لزوماً به ایجاد پیوندهای معنادار میان اطلاعات جدید و دانش پیشین منجر نمی‌شود.

در مقابل، زمانی که فرد مجبور است یک مفهوم را با دانسته‌های قبلی خود مرتبط کند، برای یک سؤال پاسخ تولید کند، یا علت یک پدیده را توضیح دهد، پردازش عمیق‌تری رخ می‌دهد. این پردازش عمیق احتمال تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت را افزایش می‌دهد. که در واقع همان مفهوم یادگیری فعال است.

تفاوت یادگیری ظاهری و یادگیری فعال و عمیق

مغز زمانی یاد می‌گیرد که «کار» انجام دهد

یکی از یافته‌های مهم علوم شناختی این است که یادگیری نتیجه فعالیت شناختی فراگیر است، نه فعالیت آموزشی معلم هرچه سهم بیشتری از تحلیل، استدلال، پیش‌بینی، مقایسه و حل مسئله بر عهده خود دانش‌آموز باشد، احتمال ایجاد تغییرات پایدار در شبکه‌های دانشی افزایش می‌یابد.

برای مثال، اگر دانش‌آموز پیش از دریافت پاسخ تلاش کند مسئله‌ای را حل کند، این فرایند از نظر ذهنی دشوارتر از شنیدن مستقیم پاسخ است. با این حال، همین تلاش باعث فعال شدن دانش پیشین، جست‌وجوی مسیرهای مختلف حل مسئله و ایجاد پیوندهای جدید میان مفاهیم می‌شود. در نتیجه، زمانی که بازخورد صحیح دریافت می‌شود، احتمال یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر افزایش می‌یابد.

دقیقا مانند زمانی که به سوالی در آزمونی پاسخ اشتباه می دهید و بعد از تحلیل آزمون پاسخ صحیح را یاد می گیرد. یا برخی افراد می گویند بعد از تقلب کردن سر جلسه امتحان پاسخ سوال همیشه در ذهنشان مانده است.

یادگیر فعال نیز چنین عملکردی دارد دانش آموز با تلاش برای رسیدن به پاسخ یک مسئله با آن درگیر می شود و بعد از این موضوع سراغ معلم می رود که حل مسئله را بشناسد. این موضوع باعث می شود مسئله چند برابر در ذهنش تثبیت شود.

از احساس یادگیری تا یادگیری واقعی

یکی از نتایج مهم این یافته‌ها آن است که احساس یادگیری همیشه با یادگیری واقعی همسو نیست. روش‌هایی مانند چند بار خواندن متن یا گوش دادن مجدد به توضیحات، معمولاً احساس تسلط بیشتری ایجاد می‌کنند، زیرا اطلاعات آشنا به نظر می‌رسند. اما این احساس، اغلب در آزمون‌های انتقال دانش یا یادآوری بلند مدت به عملکرد بهتر منجر نمی‌شود.

در مقابل، فعالیت‌هایی مانند تلاش برای پاسخ دادن، توضیح دادن یک مفهوم با زبان خود، یا حل مسئله بدون نگاه کردن به پاسخ، معمولاً دشوارتر به نظر می‌رسند و حتی ممکن است باعث شود دانش آموز تصور کند «کمتر یاد گرفته است». با این حال، شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که همین فعالیت‌ها در بسیاری از موارد به یادگیری پایدارتر منجر می‌شوند. که مهر تایید را بر نتیجه بخش تر بودن یادگیری فعال نسبت به آموزش منفعل نشان می دهد.

در نتیجه، علوم شناختی تصویری متفاوت از یادگیری ارائه می‌دهد. مغز نه با دریافت منفعل اطلاعات، بلکه با پردازش فعال، تلاش شناختی و ساختن معنا یاد می‌گیرد. شنیدن، دیدن یا خواندن نقطه آغاز یادگیری است؛ اما آنچه این تجربه را به دانشی ماندگار تبدیل می‌کند، فعالیت ذهنی خود دانش آموز است. این نتیجه، زمینه را برای بررسی یکی از مهم‌ترین مفاهیم مقاله فراهم می‌کند: اینکه چرا خودخوانی و فعال‌سازی دانش پیشین می‌تواند پیش از هرگونه آموزش مستقیم، کیفیت یادگیری را افزایش دهد.

فعال‌سازی دانش پیشین و نقش خودخوانی در آماده‌سازی مغز

یکی از اصول پذیرفته‌شده در علوم شناختی آن است که یادگیری جدید هرگز در خلأ اتفاق نمی‌افتد. هر اطلاعات تازه‌ای که وارد ذهن می‌شود، باید به نوعی با دانسته‌های پیشین فرد ارتباط برقرار کند. اگر چنین ارتباطی شکل نگیرد، احتمال فراموشی سریع و ناتوانی در استفاده از دانش جدید افزایش می‌یابد.

به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که پیش از دریافت آموزش یا بازخورد، فعال شدن دانش پیشین اهمیت ویژه‌ای دارد. هنگامی که دانش آموز پیش از مشاهده پاسخ یا توضیح معلم، خود به مطالعه موضوع می‌پردازد یا برای حل یک مسئله تلاش می‌کند، شبکه‌های دانشی مرتبط در حافظه بلندمدت فعال می‌شوند. حتی اگر پاسخ او ناقص یا نادرست باشد، این فعالیت ذهنی باعث می‌شود اطلاعات بعدی با ساختارهای شناختی موجود پیوند عمیق‌تری برقرار کنند.

این پدیده را می‌توان نوعی «آماده‌سازی شناختی» دانست. در این حالت، ذهن دانش آموز دیگر دریافت‌کننده منفعل اطلاعات نیست؛ بلکه به دنبال پاسخ پرسش‌هایی است که در جریان مطالعه و تلاش اولیه برای او ایجاد شده‌اند. بنابراین، زمانی که بازخورد یا توضیح آموزشی ارائه می‌شود، مغز آن را نه به عنوان اطلاعاتی جدید و منفصل، بلکه به عنوان پاسخی برای رفع یک ابهام واقعی پردازش می‌کند.

از سوی دیگر، خودخوانی اولیه فرصت ارزشمندی برای شناسایی دقیق شکاف‌های دانشی فراهم می‌کند. دانش‌آموز پس از مطالعه و تلاش برای حل مسئله، بهتر می‌تواند تشخیص دهد که کدام بخش را فهمیده و دقیقاً در کدام مفهوم دچار ابهام شده است. این آگاهی فراشناختی باعث می‌شود درخواست کمک یا دریافت بازخورد، هدفمندتر و مؤثرتر باشد.

نقش معلم در یادگیری فعال چیست؟

در چنین شرایطی، نقش معلم نیز تغییر می‌کند. به جای آنکه زمان آموزشی صرف ارائه دوباره تمام مطالب شود، می‌توان آن را برابهام‌ها، خطاهای مفهومی و نقاط ضعف واقعی فراگیر متمرکز کرد. این نوع بازخورد هدفمند، علاوه بر استفاده بهینه‌تر از زمان آموزشی، با اصول یادگیری فعال نیز سازگارتر است؛ زیرا پاسخ دقیقاً در زمانی ارائه می‌شود که ذهن فراگیر برای دریافت آن آماده شده است.

بر این اساس، می‌توان گفت که یکی از الگوهای آموزشی سازگار با یافته‌های علوم شناختی، الگویی است که در آن فراگیر ابتدا فرصت مطالعه و تلاش مستقل را پیدا می‌کند و سپس در حضور یک معلم یا راهنمای آگاه، اشکالات و سوءبرداشت‌های خود را برطرف می‌سازد. در این الگو، معلم جایگزین تلاش شناختی دانش‌آموز نمی‌شود، بلکه آن را هدایت و تکمیل می‌کند. چنین رویکردی با شواهد موجود درباره فعال‌سازی دانش پیشین، بازیابی اطلاعات و نقش بازخورد در یادگیری همخوانی بیشتری دارد. به این ترتیب یادگیری فعال باعث جذاب تر شدن موضوع عمیق تر شدن مفهوم و صرفه جویی در زمان یادگیری خواهد شد.

نقش معلم در ایجاد یادگیری فعال

جمع‌بندی

بر اساس یافته‌های علوم شناختی، یادگیری فعال زمانی شکل می‌گیرد که دانش‌آموز پیش از دریافت پاسخ، خود برای فهم موضوع و حل مسئله تلاش کند. این تلاش، حتی اگر با اشتباه همراه باشد، باعث فعال شدن دانش پیشین، شناسایی نقاط ضعف و آمادگی بیشتر مغز برای دریافت بازخورد می‌شود.

به همین دلیل، آزمون دادن تنها ابزاری برای سنجش آموخته‌ها نیست؛ بلکه خود بخشی از فرایند یادگیری است. زمانی که دانش‌آموز در یک آزمون به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد، سپس پاسخ‌های خود را تحلیل می‌کند و خطاهایش را می‌شناسد، در واقع درگیر یکی از مؤثرترین روش‌های یادگیری فعال شده است.

در همین راستا، شرکت در آزمون‌های برنامه‌ای کانون فرهنگی آموزش (قلم‌چی) می‌تواند این فرایند را به‌صورت منظم و هدفمند تقویت کند. برنامه راهبردی، آزمون‌های استاندارد، کارنامه تحلیلی و امکان بررسی دقیق اشتباهات، به دانش‌آموز کمک می‌کنند ابتدا دانش خود را به چالش بکشد، سپس با تحلیل آزمون و دریافت بازخورد، یادگیری خود را عمیق‌تر و ماندگارتر کند. به این ترتیب، آزمون از یک ابزار صرفاً ارزیابی، به ابزاری برای یادگیری فعال و پیشرفت مستمر تبدیل می‌شود

 ثبت‌نام آزمون قلم‌چی با تخفیف ثبت‌نام زود هنگام(10-20 درصد تخفیف ثبت نام تابستانه):

ثبت‌نام آزمون آزمایشی آنلاین و حضوری در تمامی مقاطع و رشته‌ها

خدمات کانون برای آمادگی امتحانات نهایی

ثبت نام آزمون قلم چی با تخفیف ویژه و اقساطی

منابع مورد استفاده در تهیه این مقاله:

  1. بدلی، آلن دی.، آیزنک، مایکل دبلیو.، و اندرسون، مایکل سی. (۲۰۲۰). حافظه (ویرایش سوم). انتشارات راتلج.
  2. بیورک، رابرت اِی.، و بیورک، الیزابت ال. (۲۰۱۱). سخت‌تر کردن فرایند یادگیری، اما به شیوه‌ای مفید: ایجاد دشواری‌های مطلوب برای تقویت یادگیری.
  3. بیورک، رابرت اِی.، دانلوسکی، جان.، و کورنل، نیت. (۲۰۱۳). یادگیری خودتنظیم: باورها، راهبردها و خطاهای شناختی. مرور سالانه روان‌شناسی، جلد ۶۴، صفحات ۴۱۷ تا ۴۴۴.
  4. چی، میشل تی. اچ. (۲۰۰۹). فعال، سازنده، تعاملی: چارچوبی مفهومی برای تمایز فعالیت‌های یادگیری. نشریه موضوعات علوم شناختی، جلد ۱، شماره ۱، صفحات ۷۳ تا ۱۰۵.
  5. کرایک، فرگوس آی. ام.، و لاکهارت، رابرت اس. (۱۹۷۲). سطوح پردازش: چارچوبی برای پژوهش در حافظه. مجله یادگیری کلامی و رفتار کلامی، جلد ۱۱، شماره ۶، صفحات ۶۷۱ تا ۶۸۴.
اشتراک‌گذاری: واتساپ تلگرام بله

نوشته‌های مرتبط

اشتباهات دانش‌آموزان کنکوری در تابستان؛ چگونه فرصت طلایی سال را از دست ندهیم؟ 3 نقش آزمون آزمایشی در ایجاد نظم مطالعاتی دانش‌آموزان نقش آزمون آزمایشی در کاهش استرس امتحان و کنکور چیست؟